مصاحبه و میزگرد 6!
مصاحبه و میزگرد ۶
برنامه مصاحبه و میزگرد ۶ با حضور گرم جناب آقای دکتر بهاالدین رحمانی صورت می پذیرد. (نوع شرکت: دعوتی)
عرض سلام و ادب خدمت ایشان. بسیار بسیار خرسندیم که توانستیم در خدمت ایشان باشیم.
خیلی خوش آمدید!

از دوستانی که مایل به طرح سوال هستند دعوت می کنیم که در برنامه شرکت کنند.
سوالات شما با اسم خودتان مطرح می شوند.
جهت مشاهده ی نحوه ی شرکت داوطلبانه در برنامه کلیک کنید!
خسته نباشید!
در نهایت از اینکه به خاطر مشغله هایی که داشتم نتوانستم سر موقع به سوالها جواب بدهم پوزش می طلبم.
۲۰- توی زندگی بیشتر کی واستون الگو بوده؟
به نظر من هیچ انسانی- جدای از پیامبران در این دنیا کامل نیست. بنابراین اگر فقط یک نفر را به عنوان الگو در نظر بگیریم ممکن است الگوی ما کامل نباشد. بنابراین همیشه سعی کرده ام که الگوهای متفاوتی داشته باشم. گاهی ممکن است یک ورزشکار برای ورزش الگوی خوبی باشد اما در زمینه ی اخلاقی الگوی مناسبی نباشد. الان هم دقیقا نمی دانم الگوهای من در زندگی ام چه کسانی بوده اند. چون مدام الگوها ی من تغییر کرده اند. مثلا ممکن است یک دانش آموز کلاش اولی مهمترین الگویش آموزگارش باشد اما وقتی بزرگ می شود و وارد جامع بزرگتر می گردد الگوهایش تغییر می کنند.
۱۹- نظرتون راجع یه پارتی بازی چیه؟ تا حالا واسه کسی پارتی کردین؟
اگر از هر کسی در مورد پارتی بازی بپرسی نظرش منفی است. اما وقتی نوبت به خودش می رسد به راحتی از مزایای مادی و زودگذر آن استفاده می کند. متاسفانه پارتی بازی با فرهنگ ما عجین شده است. البته من تا حالا مسئولیتی نداشته ام که مجبور یا محکوم به پارتی بازی شوم. همچنین در آن مسئولیت هایی اندکی که داشته ام سعی کرده ام کارهای همه ارباب رجوع را بدون تبعیض قایل شدن انجام دهم. البته لازم است به این نکته هم اشاره شود که پارتی بازی فقط ناشی از شخص مسئول نیست. بلکه خود مردم یا ارباب رجوع هم باید به آن سطح از آگاهی برسند که پارتی بازی را امری زشت و مذموم و اعمال آن را تجاوز به حقوق سایر انسانها بدانند و از مرتکب شدن به آن- حتی اگر شخص مسئول آن را به آنها پیشنهاد دهد- خودداری کنند.
۱۸- هنرتون چیه؟
اگر منظورتان از هنر-همان هنرهای هفت گانه باشد- من هیچ هنری ندارم.
۱۷- دوست دارید روی سنگ قبرتان چی بنویسند؟(البته بعد صد و بیست سال!!)
دوست دارم از زبان من بر روی سنگ مزارم(البته نمی دانم چند لحظه ی دیگر) بنویسند:
<واقعا اینجا آرامگاه ابدی من است.>
۱۶- اگر می تونستید روی آسمون چیزی بنویسید چی می نوشتید؟
می نوشتم:
خدایا از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم؟
۱۵- دوتا چرا توی زندگیتون که هنوز جوابی براشون پیدا نکردین؟
<<چرا>> های زیادی در زندگی داشته ام که هنوز جوابی برای آنها پیدا نکرده ام. برخی از این چراها ممکن است جواب علمی داشته باشند و انسان بتواند با مطالعه علوم مختلف مثل فیزیک و... یا سوال پرسیدن از دانشمندان آن علوم به جوابهایشان برسد. برخی دیگر از این چراها ممکن است جواب فلسفی یا مابعدالطبیعی داشته باشند و شاید بشر هیچ وقت نتواند به جواب آنها برسد. یکی از این چراها برای من این است که (چرا در این دنیا انسان ها به اندازه زحمتهایی که می کشند پاداش نمی گیرند یا کیفر نمی بینند؟؟) مثلا بعضی از آدمها زحمت زیادی می کشند اما بهره ی کمی می برند اما برخی دیگر از انسانها زحمت اندکی می کشند اما بهره زیادی می برند. اسم این را چه می توان گذاشت- بی عدالتی یا چیز دیگری؟؟
۱۴- اهل ورزش هستید؟ ورزشکار یا طرفدار؟ طرفدار کدوم تیم هستید؟
به صورت حرفه ای ورزش نمی کنم. در دوران دانش آموزی و دانشجویی گاهی والیبال و پینگ پنگ بازی می کردم. طرفدار هیچ تیمی نیستم و به طرفداری کردن از تیم ها علاقه ای ندارم.
۱۳- یک جمله طنز-یک بیت شعر خاطره انگیز- و یک گلایه بنویسید(هرچه دل تنگتان مخواهد بگوید!)؟
(هیله روه نیشا که رده په ی هه ری گوشیش چه قنینه ) یعنی برای درازگوش املت درست کردند اما او گوشهایش را در آن فرو می کرد. از نظر من این هم یک ضرب المثل جالب هورامی و هم حالت طنز دارد. این ضرب المثل به کسی اشاره دارد که کاری بلد نیست اما در آن کار دخالت می کند و آن را به صورت ناقص و ناتمام انجام می دهد.
۱۲- از چه قشری(افرادی) توو جامعه متنفر هستید؟
از هیچ قشری متنفر نیستم. متنفر بودن از یک قشر درست نیست. زیرا هر انسانی که در ارتباط با دیگران دچار مشکل می شود ممکن است با یک یا چند نفر- آن هم برای یک مقطع زمانی- مشکل داشته باشد نه یک قشر.
۱۱- برای یک جانی اعدام یا حبس ابد؟(دلیل خاصی دارید)
تصمیم گرفتن در این زمینه سخت است. اما من بیشتر طرفدار زندانم تا مرگ. زیرا جامعه و محیط اجتماعی و تربیت خانوادگی در ایجاد افراد جانی موثرند. مثلا اگر یک جانی در محیط مساعد اجتماعی تربیت می شدَ شاید هیچ وقت تبدیل به یک جانی نمی شد. بنابراین نه فقط خود او بلکه باید همه ی کسانی را که- به صورت مستقیم یا غیر مستفیم- در جنایتکار شدن او نقش داشته اند محاکمه کرد و به جزای اعمالشان رساند. زیرا جنایتکار شدن ممکن است دلایل عاطفی- خانوادگی- اقتصادی-سیاسی- اجتماعی و .. داشته باشد.
۱۰- ملاک های انتخاب همسر از دیدگاه شما چیه؟
اولا ازدواج به قول بسیاری از مردم قسمت است. اما من برای همین قسمت معیارهایی مثل وضعیت ظاهری- سطح فکری-خانواده-تجارب مشترک و مشابهت های قومی و فرهنگی در نظر داشتم.
۹- مجردید یا متاهل؟
متاهل
۸- شیرین ترین و تلخ ترین خاطره عمرتون؟
خاطرات تلخ و شیرین زیادی دارم. یکی از شیرین ترین خاطراتم این بود که سربازی معاف شدم. تلخ ترین خاطره ام نیز مرگ یکی از دوستان نزدیکم بود. که ممکن است مخاطبان او را نشناسند. بنابراین آوردن نامش لازم نیست.
۷- خواننده و آهنگ مورد علاقه؟
آهنگ خاصی در نظرم نیست. بلکه به خوانندگان و ترانه های سنتی علاقه دارم. (اول کردی بعد فارسی)
۶- فیلم و بازیگر مورد علاقه؟
در قید و بند فیلم خاصی نیستم. بیشتر فیلمهای با موضوع خانواده و تربیت و فیلمهای تاریخی را دوست دارم. طرفدار بازیگران هم نیستم و برام مهم نیستن. موضوع فیلم برایم مهم است نه بازیگر.
۵- خدمت سربازی رفته اید یا خیر(معافی چی؟)؟
معاف شدم. به خاطر تحصیلات. (رتبه برتر)
4- الان در کجا مشغول به کار هستید؟ آیا تدریس می کنید؟
هم اکنون در دانشگاه آزاد اسلامی سقز مشغول تدریس میباشم
3- در هر مقطع در کدام دانشگاه درس خواندید؟
رشته ها یا گرایشهایتان چه ها بودند؟
1) کارشناسی تکنولوژی آموزشی، دانشگاه تهران
2) کارشناسی ارشد تکنولوژی آموزشی، دانشگاه علامه طباطبایی
3) دکترای فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه شهید چمران اهواز
2- رتبه کنکورتان در مقطع های مختلف چند بود؟
1) کنکور سراسری، رتبه 985، منطقه 3
2) کنکور کارشناسی ارشد، رتبه 2،
3) آزمون دکترا، رتبه 2
۱- تاریخ دقیق تولدتون(روز و ماه و سال)؟
هیجدهم اردیبهشت ماه سال یک هزار و سیصد و پنجاه و هفت
کلام آغازین آقای دکتر رحمانی:
خدمت همه دوستان و خوانندگان این مصاحبه و همچنین طراحان و تهیه کنندگان این وبلاگ عرض سلام و ادب دارم.
امیدوارم همیشه موفق و مؤید باشید. از اینکه این جانب را به «صندلی داغ» دعوت کردید، از شما کمال تشکر و قدردانی دارم.
حمید داوری